ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
47
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
سفارشات لازمه درباب مهماندارى باليوانچ به او نموده ، صندوق امضاى عهدنامه را ممهور ساخته ، بفرمودهء صاحبى ايلچى بباليوانچ و بابا بيك سپرده امور آنها را مضبوط نموده ، كه يوم بعد كه صاحبى ايلچى حركت مينمايند به هيچ وجه حالت معطلى در امور ايشان واقع نباشد . بعد سردار و كورنادر و جمع كثيرى از بزرگان و اعزه و اعيان به ديدن آمده ، سردار مذكور نمود كه سفارشات لازمه در باب انجام امور شما به اعيان دولت خود نوشتهام و شما را خاطر جمع باشد كه امور منظور شما صورت خواهد گرفت . و بعد سياهه داد كه در پتربورغ به اين اشخاص دوستى و تعارف كرده باشند . بعد برخاسته به منزل خود رفت ، روز ديگر موازى دوازده عدد عراده بهجهت حملونقل اسباب و سوارى ايتام آوردند ، و چندين سالدات و افسر به جهت محافظت و ممارست عرض راه معين نموده به آنجا آمدند . و صاحبى ايلچى قدغن فرمودند كه اين روز همهء اسباب و اثاث « 1 » را بارگيرى و مكان سوارى هر كس را معين و مشخص كردند ، و ناتمامى امورات خود را به اتمام رسانيدند كه فردا صبح كه هنگام حركت است تعويق و تأخيرى در امور واقع نباشد . اين روز قاپلان اوغلى و جمعى ديگر از بزرگان به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، تعارفات رسمى بسيارى « بجا » « 2 » آورده و روانهء منزل خود شدند . ديگر امرى واقع نبود . يوم سهشنبه بيست و ششم : كه يوم حركت از تفليس بود قدرى از روز گذشته جنرال رديشچوف النشف سردار تفليس و صاحب اختيار جميع سرحدات ايروان و حاجى ترخان بهاتفاق سمناويچ حاكم تفليس و جمعى كثير از اعزه و اعيان به منزل صاحبى ايلچى آمدند . بعد از تعارفات رسمى دو شيشهء شراب آورده گذاشته و بهجهت سلامتى راه صاحبى خورده احترامات به عمل آوردند ، و گاريت مخصوص كه به جهت سوارى راه صاحبى ايلچى ، سردار به مبلغى معين خريدارى نموده بود آورده صاحبى سوار شدند ، و گاريت - هاى كوچك ديگر آورده ، همراهان نيز همگى در آنها نشستند و روانه شدند . سردار خود با جمعى نيز سوار شده به مشايعت آمدند . قدر معتدى كه طى مسافت شد چون سردار فى الجمله ناخوشى مزاجى بهمرسانيده ، [ بود ] به اصرار صاحبى ايلچى معاودت كرده ، باليوانچ با جمعى ديگر به قدر دو فرسخ بلكه بيشتر همراه آمدند . در دو فرسخى دركنار رودخانهء كر به قدر دو هزار سالدات در قريه [ اى ] چادر زده ، توقف داشتند كه مشغول محافظت راه بودند . در آنجا قدرى پياده شده چاى « 3 » صرف نموده ، چندين نفر سازنده در آنجا آمده سازونوا نواختند . چند دانه اشرفى به آنها تكليف شد . در آنجا جنرال بساناويچ مهماندار وارد و در گاريت صاحبى ايلچى با يكديگر سوار و روانه شدند . راه مذكور همهجا كنار رودخانهء كر واقع بود ، تا سه فرسخى تفليس به قلعهء كوچكى كه او را مسك مىگويند و در قديم الايام پايتخت گرجستان آنجا بوده است رسيديم .
--> ( 1 ) - متن : اساس ( 2 ) - از نسخه مج استفاده شده است . ( 3 ) - متن : چاهى